اخبار > یا حسین علیه السلام
 


  چاپ        ارسال به دوست

یا حسین علیه السلام

 

 

عاشورا به روایت خورشید...

 

عطشان ترین و خسته ترین رودها ،فرات

واکن گره ز بغض دل خویش، یا فرات

 

زان ظهر آتش و عطش و خون سخن بگو

هستم به درد و داغ دلت آشنا، فرات

 

ای ردّ دردهای زلال، اشک ماندگار

بر چهره ی بلا زده ی کربلا، فرات

 

از بسکه اشک ریخته شد در حکایتت

آب از سرت گذشت دگر بینوا فرات

 

دستت به دست ماه منیری رسیده بود

دستی که شد ز قامت آن مه جدا، فرات

 

دیدی فرود ضربت شمشیر کینه را

بر دست غیرت خلف مرتضی ،فرات

 

روحت به مشک بود و به دریا رسیده بود

سد شد مسیر و ریختی آخر کجا، فرات

 

دیدی شکسته کشتی آل نبی و بعد

گشتی محیط محنت و بحر بلا فرات؟

 

دیدم من آنچه را که ندیدی ز داغ دوست

داغی که زد شرر به دل خیمه ها، فرات

 

آن صید دست و پا زده در خون حسین بود

من شاهد تلاطم خون خدا فرات

 

تابیدم و ز تاب من آن دشت تف گرفت

از تشنگان دشت نکردم حیا، فرات

خورشید خون گریست و مکثی غریب کرد

پهنای سرخی اش ز افق بود تا فرات

 

دلمویه های غربت او ناتمام ماند

خورشید رفت و دهشت شب بود با فرات...


٠٩:٠٩ - دوشنبه ١٢ مهر ١٣٩٥    /    عدد : ٦٤٩٥٢    /    تعداد نمایش : ٢٤٩


برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج




پیوندا